سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و شهادت عبدالله بن الحسن علیه‌السلام

شاعر : وصال شیرازی
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : غزل

دردم، ز کودکی‌ست که با روی همچو ماه            آمـد بـرون، به یـاری آن شـاه بی‌سـپـاه

بی‌تاب چون دل از بر زینب فرار کرد            آمد چو طفل اشک روان، در کنار شاه


کای عمّ تاج‌دار! به خاک از چه خفته‌ای؟            برخـیـز از آفـتـاب بیـا تا به خـیـمه‌گـاه

نشنـیده‌ای مگر سخن عمه را چو من؟            تنـهـا ز خـیـمـه آمـده‌ای نـزد این سـپاه

هر کس که آب خواست دهندش به تیغ، آب            بازگرد سوی خیمه و آب از کسی مخواه

می‌گفت و می‌گریست، که دژخیمی از ستیز            تیـغـی حـوالـه کرد به آن مـاه دین پناه

آن طفل، دست خویش سپر کرد پیش تیغ            دست اوفـتـاد از تن مـعـصـوم بی‌گـناه

بی‌دست، جان سپرد به دامان عم خویش            چون ماهیِ به لُجّۀ خون مانده در شناه

می‌داد جان به دامن شاه الغـیاث گـوی            می‌کرد شاه تشنه به حیرت بر او نگاه

نقد و بررسی